شور شیرین

خرید بک لینک

http://photos02.wisgoon.com/media/pin/photos02/images/o/2016/1/4/16/236x236_1451913265644242.jpg

شور شیرین...

ما را در سایت شور شیرین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 1:13

 اسفند که عاشق شوی سـال را با بـوسه تحویــل می کنیحتــــــی اگـــرسال نــــــو ،نیمه شبـــــــ از راه برســد. شاید تلفنتـــــــعاشقــــــــانه تر از همیشـه زنگــــــ بزندکسی با یکـــ سلامقبـل از سپیدهء سـال بعـددیوانه اتــــــ کند.اسفند که عاشق شویخوشبختی را بـاور می کنـیو دلتــــ قنج می زنـد…. می دانم که در روزهای آخــر سالدسته کلیدتــــ را گـم می کنیگوشی ات را جـا می گذاریو احساس می کنی کـه همیشهبا لحــن عاشقـــــانه صدایتـــــــ می زنم.. و  عاشقـــــتر میشویمدر اسفندی که هرگــــــزاز تقویممان پاکـــــــ نمی شود.. شور شیرین...

ما را در سایت شور شیرین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 1:13

سلااااااااااااااااااااااااااامسلامی چو بوی خوش عطر گلهای بهاری...به به...عجب هواییامشب چهارشنبه سوری هست.همه ی روزهای هفته آخرین روز سال محسوب میشن دیگه...تموم شد و رفت سال 94...آخخخخخی...وقتی یه فلش بک به گذشته میزنی همه ی لحظه ها از جلوی چشمات مثل سکانس یه فیلم میگذرن و مرور میشن...روزای خوب و روزای بد داشتیم اما خداروشکر ناامیدی نداشتیم...ناامید نبودیم که حالا میخاییم جشن پایان سال و بگیریم...برای همه ی دوستای گلم که اینجا باهاشون آشنا شدم بهترین هارو میخام از خدای مهربونم...خوش بگذره انشالا تعطیلات بهتون...نبینم کسی غم داشته باشه یا از کسی کینه ای به دل...هرچی هست همین امشب بسپارید به دست فراموشی و با یه دل بزرگ به استقبال بهار برید...خب دیگه خیلی پرحرفی کردم...شیرین کام باشید و با آجیل مردم همانگونه رفتار کنید که دوست دارید با آجیل شما رفتار شودخیییییییلی گلید...خیلی دوستوووووووون دارم...شادباشید و مهربان...دنیا به مهربونیه من و تو نیاز دارهدست علی یارتون/خدانگهدارتونسال دیگه میااااااااااام شور شیرین...

ما را در سایت شور شیرین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 1:13

نوزدهم فروردین تولدم مباررررررررک...به همین سادگی...به همین خوشمزگی بهترین کادو واسه من دعاهای خیر و قشنگ شماست شور شیرین...

ما را در سایت شور شیرین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 1:13

سلام...میخام از یه موضوعی بنویسم که کلمات از وصف بزرگیش عاجزن...بخاطر همین فقط به چند عکس نوشته ی زیبا بسنده میکنم...به امید اینکه حق مطلب ادا بشه...انشاالله...راستی الان یاد یه خاطره افتادم...یاد بچگی هام..زیارت امام رضا...پنج-شش ساله م بود که پدرم من و برادرم و میذاشت رو شونه هاش و ما رو میبرد پابوس آقا...هیچوقت یادم نمیره اون تلاشی که میکردیم که دستمون به ضریح برسه و بابام ما رو تشویق میکرد که بوس یادتون نره بوس هم بکنیدمن و داداشمم از سر و کول ملت میرفتیم بالا تا حرفای بابا رو عملی کنیم...آخی...یادش بخیرقربون اون شونه هات بابایی...قربون دستای مردونه ت بابایی..قربون خنده هات...اخمات...میخام روز پدر علاوه بر دستات،شونه هاتم ببوسم...قربون کل وجودت..همیشه باش...میدونم محاله..اما فرض محال که محال نیست بابای خوبم...تن همه ی پدرا سلامت و روح همه ی پدرای رفته شاد.و در آخر میلاد مرد مردان ،مولای متقیان،علی(ع) بر همه ی شما عزیزان مبارک باد*یادم باشه و یادتون باشه و یادمون باشه که کم نذاریم واسه باباهامون...ببینم چکار میکنیما...«یاعلی» شور شیرین...

ما را در سایت شور شیرین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 1:13

هرشب شانه میزنم موهایم راصبح که بیدار میشومموهایم پریشان استمن هر شب خواب سرِانگشتان تو را می بینم ! چنـدروزیست دستهایم را…با چنـد کتاب و نوشتـه,سرگرم کرده ام..امــــــــــاگـول نمی خورنـد!!هیچ معجزه ایی دستهای تـو نمیشود شور شیرین...

ما را در سایت شور شیرین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 1:13

سلام  به روی ماه همه ی دوستای گلمخیییییلی خییییییلی دلم برای تک تک شما تنگ شده بود...دلم تنگ شده بود واسه حال و هوای نوشتن...تا بالاخره یه فرصتی دست داد و تونستم هم خدمت شما هم خدمت خودم برسمتوو جواب کامنت هایی که گذاشته بودید یه جاهایی اشاره کردم که شاید تا چندماه نباشم و یا شاید دیگه اصلا نباشم...واسه همین از همتون میخام از ته دلتون برام دعا کنید تا دوباره بتونم برگردم به این گوشه دنج دنیای مجازیحالا برسیم سر عنوان پستم...(خدای آسمان ها و زمین)راستش دیشب نزدیکای اذان صبح یه متن خیلی کوتاه به ذهنم خطور کرد...نمیدونم چرا؟ولی خودم خیلی باهاش ارتباط برقرار کردم...سریع هم توو گوشیم یادداشت کردم که صبح از خاطرم پاک نشه.حالا برای شما هم مینویسم ببینم خوشتون میاد یانه...«وقتی نیمه شب،در دل سکوت،آرام گفتم خدایا کمکم کن؟خدا آغوشش را باز کرد،مادر بغلم کرد» شور شیرین...

ما را در سایت شور شیرین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 1:13

ﺯﻥ ﻭﺷﻮﻫﺮﯼ ﺑﻪ ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﺭﻓﺘﻨﺪ، ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻧﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺟﻔﺘﺶ ﻋﺸﻘﺒﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .ﺯﻥ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﭼﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﻭﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻗﻔﺲ ﺷﯿﺮﻫﺎ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺷﯿﺮ ﻧﺮ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻧﺪﮎ ﺍﺯ ﺟﻔﺘﺶ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ .ﺯﻥ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﭼﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﯼ ﺍﻧﺪﻭﻫﺒﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻦ ﺑﻄﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺟﻔﺖ ﺷﯿﺮ ﻧﺮ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯ ﻭ ﺑﺒﯿﻦ ﺷﯿﺮ ﻧﺮ ﭼﻪ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻠﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺷﯿﺸﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺷﯿﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ، ﺷﯿﺮﻧﺮ ﻓﻮﺭﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺟﻔﺘﺶ ﺑﺎ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺳﭙﺮ ﺍﻭ ﮐﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻧﺮ ﺍﺯ ﺟﻔﺘﺶ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﮐﻨﺎﺭﯼ ﺩﻭﯾﺪ ﺗﺎ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺨﻮﺭﺩ ﺷﻮﻫﺮ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﻭ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﯾﺒﺪ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﺮﯾﺒﻨﺪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻓﺮﯾﺐ ﻇﺎﻫﺮﻧﻤﺎﯾﯽ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ , ﺑﺮﺧﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺎﻃﻦ ﻭ ﻋﻤﻖ ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ . ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﻫﻨﺮﻇﺎﻫﺮ ﺳﺎﺯﯼ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﺻﻔﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ شور شیرین...

ما را در سایت شور شیرین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 1:13

سلاااااام دوستان گل و بامعرفت خودم مخصوصا اونایی که توو این چندماه که من شرایطش و نداشتم خیلی بهشون سر بزنم ولی اونا به خاطر دوز بالای معرفت فراموشم نکردن و منو شرمنده ی خودشون کردن...خیلی گل هستید بخداخب امروز روز آخر شهریور و آخرین روز تابستونه...بخاطر همین قصد دارم توو آخرین نفس های شهریوری یه متن ادبی که نویسنده ش خودم هستم و با شما عزیزای دلم به اشتراک بذارم.البته من شعر زیاد میگم ولی متن و نثرادبی برای اولین باره که تجربه ش کردم.موضوعش طلوع خورشیده و باور کنید هرچی و که داشتم میدیدم،همزمان نوشتم.بدون اینکه تصویر ذهنی بخوام بهش اضافه کنم.امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.《پشت پنجره..ساعت شش صبح چهارشنبه هفده شهریور...خورشید هنوز رخ نمایی نکرده..ولی قرمزی اش مانند یک تاول بدجور به ذوق میزند...شاخه های برگ درخت انجیر همسایه نمیگذارد دید کافی برای تماشای کوه دماوند داشته باشم...پنجره را عوض میکنم تا کوه را در قامت کاملش نظاره گر باشم..کوه فعلا به رنگ آبی پررنگ درآمده است...کلاغ سرگردان تنهایی طول افق را طی میکند...تیرچراغ برق خراب است. خاموش و روشن میشود..باد بسیار خنکی میوزد ...طور شور شیرین...

ما را در سایت شور شیرین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت: 1:13

صفحه بندی